/images/topics/themes.gif) از زماني كه بشر توانست واكنش هاي دروني خود را بوسيله صدا نمايش دهد و وزن را از صداهاي منظم و گوناگون طبيعت بدست آورد ، موسيقي را به وجود آورد ؛ زيرا جهان پر از اصوات است و عالم خلقت بر نظم و توازن برقرار است
موسيقي در ايران به دو بخش متمايز تقسيم ميگردد:
1- از آمدن نژاد آريايي به سرزمين ايران تا پايان دوره ساساني
2- از طلوع اسلام تا عصر حاضر
هخامنشی
موسیقی مذهبی: بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی
چگونگي آفرينش در اوستا ريشه بابلي دارد مانند آفرينش جهان در شش مرحله؛ايرانيان باستان و پس از آنها زرتشتيان عقيده دارند كه جهان در شش نوبت خلق شده است. در اين اوقات كه شش بار در طول يك سال مي باشند، جشن آفرينش برگزار ميشود و از آنجا كه در عصر باستان موسيقي يك هنر كاربردي شمرده ميشد، حتما در اين مراسم نقش داشته است
از نوع سرايش و خواندن سرودهاي كتاب اوستا (يسناو يشتها(مشخص ميشود كه موسيقي در آن دوران در وزني يكنواخت و ابتدايي و در تناليته گام بزرگ) ماژور) اجرا ميشده است.
موسیقی رزمی: گزنوفون دیگر مورخ یونانی در کتاب "سیروپیدیا" می نویسد :
"کورش کبیر به عادت دیرینه، در موقع حمله به ارتش آشور سرودی را آغاز کرد و سپاهیان او با صدای بلند آنرا خواندند و بعد از پایان سرود، آزادمردان با قدمهای مساوی و منظم به راه افتادند.."
"کورش برای حرکت سپاه دستور داد سربازان با شنیدن صدای شیپور قدم بردارند و حرکت کنند، زیرا صدای شیپور علامت حرکت است."
کورش از کشته شدن سربازان طبری و طالشی مغموم شد و برای مرگ سربازان مازندرانی و طالشی سرودی خواند و این همان سرودی است که در ادوار بعد در مراسم موسوم به 'مرگ سیاوش' خوانده می شد."
موسیقی مجلسی: گزنوفون و هرودوت هر دو از این نوع موسیقی نام برده اند و دیگر مورخ یونانی "آتنه" در این باره نوشته است که در جشن مهرگان که در حضور شاهنشاه هخامنشی برگزار می شد، نوازندگان و خوانندگان با اجرای برنامه هایی در مجلس شرکت می کردند و خوانندگان و نوازندگان در آن جشن ها سهم اساسی داشتند."
در زمينه اجراي موسيقي و آواز مي توان به اين نكته اشاره نمود كه در ايران باستان هر يك از روزهاي ماه نامي خاص داشت كه به اسامي فرشتگان بود و روز شانزدهم ماه هفتم سال به نام (مهر) بود و دراين روز جشن بزرگي برپا مي داشتند ، كه پس از نوروز بزرگترين جشن ايرانيان بود ، اين جشن شش روز طول مي كشيد و به روز بيست و يك كه آن را (رام روز) مي ناميدند ختم مي شد. آغاز مهرگان را مهرگان عام مي گفتند و روز انجام آنرا مهرگان خاص مي ناميدند. مراسم جشن مهرگان در دوره ساسانيان كه سخت پايبند مذهب و دستورات كتاب مقدس زرتشت (اوستا) بودند به بهترين وجه و با شكوه تمام انجام مي شد. در اين دوره سرايندگان موظف بودند كه براي هر روز آهنگي نو بسازند و با سرودن شاعران در آميزند و بنوازند و بخوانند و هر يك از اين نغمه ها به نام همان روز ناميده مي شد. >> مهرگان بزرگ << و >> مهرگان خردك << كه نام دو لحن از موسيقي قديمي و اصيل ايراني است از يادگارهاي آن دوره است.بعيد نسيت كه "مقام مهرگاني" بعد ها به "مهرباني" تغيير نام داده باشد و اكنون لحني به نام "مهرباني" در دستگاه ماهور و همان آهنگ با مختصر تغيير حالتي به نام هاي "چهارپاره" و "چهارباغ" در ابوعطاي شور متداول است.
حكيم نظامي گنجوي در خسرو و شيرين ميان سي و يك لحن باربد ، لحن دوازدهم را "مهرگاني" نام برده است و گويد:
چو نو كردي نواي "مهرگاني"
ببردي هوش خلق از مهرباني
تبادل فرهنگي ميان ايران و يونان در دوره ي اشكانيان و سلوكيان نيز موجب نوعي تاثير پذيري متقابل ميان دو تمدن شد و اين نظام موسيقايي كه در دوران ساساني به اوج شكوفايي خود رسيد. از آن دوره نام الحان باربدي در آثار شعراي دوره اسلامي نيز به چشم مي خورد.
ساساني
ابداع الحان موسيقي ايران مربوط به دوره باربد است. درواقع اين مقامات پيش از باربد هم وجود داشته اند، ولي محل ترديد نيست كه اين آهنگساز بزرگ تاثير به سزايي در موسيقي ساساني داشته است
نوآوری و اختراع دستگاه های موسیقی ایرانی را به وی پیوند داده و آهنگ هایی چون 7 خسروانی, 30 لحن و 360 دستان – با چیدمان(ترتیب) روزهای هفته(7), ماه(30) و سال(360)- را از ساخته های او برمی شمارند. همگی این آهنگ ها گویا به مناسبت های گوناگون و برای اجرا در نشست ها و بزم های خسروپرویز ساخته و پرداخته شده بوده اند و از این روست که آنان را خسروانیات نیز نامیده اند. می توان گمان برد که این آهنگ های شگفت منتسب به باربد, پیش از او نیز وجود داشته اند و او آنها را به ریختی فراگیر و بی کاستی درآورده است.
نظامی گنجوی در فصل هفتم«صفت باربد مطرب» داستان خسرو و شیرین نام 29 لحن از سی لحن باربد را –هر یک را در بیتی- آورده است.(خسرو و شیرین, ثروتیان, 42-339)
از ميان اسامي بجا مانده از دوران باربد و نكيسا، دو خنياگر عصر ساساني، ميتوان به پاليزبان- دل انگيزان- چكاوك- خسرواني- نهفت- جامه دران- تخت اردشير و ...اشاره كرد. اما معلوم نيست از ميان آنچه بر جاي مانده است، چقدر اصالت واقعيشان حفظ شده باشد
از جمله موسيقي دانان معروف زمان خسروپرويز مي توان "باربد" ، "نكيسا" ، "بامشاد" ، "رامتين" ، "آزاد وار چنگي" و "كوسان نواگير" را نام برد
و همچنين ماني دانشمند ايراني را ازموسيقي دانان نوشته اند ؛ اعتبار و اهميت موسيقي در عهد ساساني از آئين مزدك نيز نمودار است.
مزدك در اصول دين خود چنين آورده است كه : خداوند آسمان ها مانند پادشاهي بر تخت نشسته و چهار قوه يعني ( شعور – عقل – حافظه – شادي ) در پيش او ايستاده اند. قراردادن يكي از نيروهاي معنوي چهارگانه ، كه قوه شادي و نماينده موسيقي است در رديف سه قوه ديگر دليل بر اهميت موسيقي نزد ايرانيان آن دوره است .
هنر موسيقي در روزگار ساساني تا آنجا رشد يافت كه علاوه بر آوازها كه داراي اسمي ويژه بودند ؛ ترانه هاي ضربي كه براي آنها شعر ساخته نشده بود نيز نامي داشتند، مانند پيش درآمد هاي امروزي
برخي اختراع "مقامات" را به باربد نسبت مي دهند ؛ يكي از زيباترين نغماتي را كه به او نسبت مي دهند و به يادگار مانده قسمت هايي از نغمه " خسرواني " مي باشد
موسيقي بعد از اسلام : به نظر مي رسد خسرواني ها در دوره بعد از اسلام تغيير نام ميدهند و به موسيقي مقامي تبديل مي شوند. 12 مقام مشهور 6 اواز ، 24 شعبه و تعدادي دستان در دوره بعد از اسلام موجود بوده اند .
فارابي رایکی از بینانگذاران علم موسیقی در جهان اسلامی می توانیم به شمار بیاوریم که تمام ادامه دهندگان این علم از آراء او شروع کرده و تعاریف فلسفی، علمی ریاضی، موسیقی و غیره او چون چتری بر علم موسیقی سایه افکنده و خط و مشی را نشان داده است. کتاب موسیقی کبیر است که نگرش کلی که دارد تشریحی است تا توصیفی و جداولی را به صورت جدول های ریاضی ارایه می دهد که در آن ساختارهایی که از گام ریتم و ملودی است موسیقی کبیر تشکیل شده از یک مقدمه و سه کتاب، هر کدام در دو بخش، مقدمه وسیعی توجه خاصش به متودولوژی است کتاب اول با فیزیک صوت شروع می شود و سپس به بحث فاصله روابط فواصل و انواع دانگ ها می پردازد. در بخش دوم کتاب اول به تقسیمات اکتاو می پردازد به نیت رسیدن به یک سیستم بزرگ ترو کاملتر و در ادامه با مفهوم کوچکترین واحد زمانی شروع می کند و از آنجا انواع ساختارهای ریتمیک را بررسی و تشریح می کند
کتاب سوم در برگیرنده بخش دیگری راجع به ادوار "ایقایی" است اما این بار به ساختار الحان می پردازد و در آخر بررسی انواع مجموعه نغماتی که انواع مدل های ملودیک را می سازند
در موسيقي دوره اسلام يك سلسه لحن هاي ضربي معمول بود كه دستانات ناميده ميشد و تصنيف و يا تأليف آنها را به باربد نسبت مي دادند و فارابي و حتي دانشمند معروف عرب الكندي نيز درباره آنها توضيحاتي دادهاند.
|