شعر
هویت و جایگاه ممتاز شعر در فرهنگ ایرانی
هویت و تاریخی که شعر در حوزهٔ کهن و گستردهٔ زبان و فرهنگ فارسی و در ایران دارد، با هویت و دیرینگی این هنر والا و پرتأثیر در بسیاری از فرهنگها و کشورهای دنیا، نظیر شعر در زبان انگلیسی، تفاوتهای بنیادی دارد. تأثیر و تاکیدی که فارسیزبانان و ایرانیان بر زیبایی وزن و مفهوم شعر داشتهاند، تقریباً کمنظیر است. در حالیکه ترجمهٔ شعر، بخش اعظمی از این ظرافت را از بین میبرد و تقریباً تنها زیباییهای مفهومی را باقی میگذارد، شهرت شعر فارسی در جهان قابل ملاحظه است. مولانا جزو معروفترین شعرای دنیا میباشد و به نقل از بی بی سی، در سالهای گذشته محبوبترین شاعر در آمریکا بوده است و این محبوبیت شگفتانگیز در حالی رخ داده است که زمان زیادی از ترجمههای قوی از کارهای او به زبان انگلیسی نمیگذرد. خیام هم از دیگر شاعرانی است که شهرت جهانی دارد. تاثیری که حافظ، شاعر معروف ایرانی، بر یوهان ولفگانگ گوته گذاشته است و دیوانی که این شاعر آلمانی با الهام از حافظ سروده است جای بسی تامل دارد. شعر فارسی کاملاً بر فرهنگها و زبانهای مجاور شامل شبه قارهٔ هند و زبانهای عربی و ترکی تاثیر گذاشته است.
شعر و نظم
قبل از ورود به نوع شناسی شعر پارسی باید دانست که در زبان پارسی شعر دارای خیال است یا بهتر است بگوییم خیال انگیز است و اشعاری را که از خیال خالی باشد ولی دارای وزن و قافیه و صنایع و ... باشد نظم می خوانند شاید بتوان گفت تحول نیمایی و سپس بروز شعر سپید در بوجود آمدن چنین گروه بندی بی تاثیر نبوده است
انواع شعر فارسی
در زبان فارسی شعر به دو نوع اصلی طبقه بندی میشود: شعر کهن (یا کلاسیک) و شعر نو.
شعر کهن فارسی
شعر کهن یا کلاسیک فارسی به صورت کنونی قدمتی بیش از هزار و صد سال دارد. این گونه شعر کاملاً موزون بوده و وزن آن بر پایه ساختاری است که عروض نام دارد. ساختار اوزان عروضی برپایهٔ طول هجاهاست. و هر مصراع به قالب هایی تقسیم میشود که هجاها باید در آن قالب ها قرار گیرند.و تفاوت شعر هجایی با شعر عروضی در وجود همین قالب هاست که شعر هجایی در قالبی قرار نگرفته و بر اساس هجاهای مصراع ساخته میشود.
تاریخچهٔ شعر کهن فارسی
نخستین نمونههای به دست آمده از شعر در ایران، پیشینهشان به روزگار زرتشت پیامبر و سرودههایش در گاهان میرسد. این سرودهها به گویش گاهانی از زبان اوستایی است. همچنین از دوران پهلوانی (اشکانی) منظومههایی - مانند ایاتکار زریران (یادگار زریران) و درخت آسوریک - به زبان پهلوی اشکانی در دست است. افزون بر این نمونههایی از شعر (ترانههای خسروانی) به زبان پهلوی ساسانی یافت شدهاست. (همچنین ببینید: اشعار پارسی بجا مانده از دورهٔ ساسانیان)
سرودهها و اشعار مانوی به فارسی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) نیز در نزد اهل فن اهمیتی به سزا دارد. لیکن اجماع علمای فن بر این است که وزن هیچکدام از این اشعار عروضی نیست، بنابراین این اشعار با شعر امروزی فارسی تفاوتی بنیادین دارند.
نخستین شاعران فارسیسرا (مراد از فارسی در اینجا فارسی دری و در مقابل فارسی میانه است) در دربار یعقوب لیث صفاری پدیدار شدند. اگر چه نمونههایی از شعر به زبان فارسی دری، پیش از این دوران وجود دارد، ولی بررسی آنها مشخص میکند که در زمان سرودهشدنشان شعر فارسی هنوز قوام نیافتهبود، چرا که وزن آنان به طور مطلق عروضی نیست. در اینجا نمونهای از اینگونه اشعار (که تعدادشان انگشت شمار است) میآوریم. این قطعه شعری نگاشتهشده در آتشکده کرکوی واقع در سیستان است:
فُرخته باذا روش خُنیده کرشسپِ هوش
همی برست از جوش اَنوش کن میانوش
دوست بَذآگوش بَذآفرین نهاده گوش
همیشه نیکی کوش که دی گذشت و دوش
شاها خدایگانا بآفرین شاهی
محمد سگزی و بسام کورد از نامهای چند تن از سرایندگان دربار یعقوب است.
مرحله بعدی شکلگیری و تکامل شعر کهن فارسی در ورارود (ماوراء النهر) و خراسان اتفاق افتاد. علت آن بیش از هر چیز پشتیبانی فرمانروایان ایرانینژاد سامانی از زبان فارسی بود. در این روزگار شاعران بزرگی چون رودکی سمرقندی، شهید بلخی و دقیقی بلخی پدیدار شدند. فردوسی، بزرگترین حماسهسرای ایران، نیز اواخر این دوره را درک کرد.
با روی کار آمدن غزنویان ترکنژاد از رونق شعر فارسی کاسته نشد و ایشان بویژه محمود غزنوی از پشتیبانان جدی سخنوران بودند. در این دوره شاهد برآمدن سرایندگان بزرگی چون فرخی سیستانی و عنصری بلخی هستیم.
ادامه دارد ....
شعر:
اكثر صاحب نظران ,شعر را سخني موزون و قافيه دار گفته اند .اصولا شعر هميشه موزون بوده و تنها در سده اخير ,اشعار بي وزن هم گفته شده است.
غرض از خيال انگيز بودن شعر چيست؟ اگر بگوييم >>خورشيد طلوع كرد.<<تنها خبر از طلوع خورشيد داده ايم ;اما اگر بگوييم (گل خورشيد شكفت) علاوه بر دادن خبر ,سخن شمال خيال انگيزو موزون و زيباست.خيال انگيز است چون شما پيوند نهاني زيبايي ميان خورشيدو گل را يافته وخورشيد را به گل تشبيه كرده ايد و موزون نيز هست زيرا بخش (هجاهاي)آن با نظمي كنار هم نشسته اند.
وزن:
وزن به شعر,زيبايي سحر انگيزي مي بخشد و آن را شور انگيز ميسازد .مثلا شعر:
دانه چو طفلي است در آغوش خاك روز و شب اين طفل به نشرو نماست
اگر به صورت بي وزن در آيد زيبايي شور انگيزيش را از دست ميدهد:
دانه چو طفلي در آغوش خاك است اين طفل روزو شب به نشرو نماست
قافيه:
قافيه به زيبايي خوش آهنگي شعر مي افزايد و گوش را نوازش مي دهد مثلا:
فتنه ام بر زلف و بالاي تو اي بدر منير قامت است آن يا قيامت ,عنبر است آن يا عبير
حرف:
واژه از واحد هاي كوچكتري به نام حرف درست ميشود .در قافيه و وزن شعر صورت ملفوظ حرف (واج)مورد نظر است نه شكل مكتوب مثلا:
واژه نامه به صورت نام تلفظ ميشود و چهار حرف دارد (نر,ا,م,-).
حروف ملفوظ بر دوگونه اند:
1-مصوت
2-صامت
مصوت:
زبان فارسي داراي سه مصوت كوتاه-ُِ۪ وسه مصوت بلند ا و ي است.
صانت:
زبان فارسي داراي 23 صامت است:
ئد(=ع),ب,پ,ت(=ط),ج,چ,خ,د,ر,ز)= ذ,ظ,ض),ژ,س(=ث,ص),ش,غ(=ق),ف,ك,گ,م,ن,و,ه(=ح),ي.
رديف:
كلمه يا كاماتي كه بعد ازواژه ها ي قافيه,عينا تكرار ميشود.
واژه هاي قافيه:
واژه هايي است كه حروف قافيه در آخر آنها مشترك بايد.
حروف قافيه:
حرف يا حروف مشترك كه در آخر واژه هاي قافيه مي آيد .مثال:
به نام خداوند جان آفرين حكيم سخن در زبان آفرين
آفرين رديف است و جان ,زبان واژه هاي قافيه و ان حروف قافيه است.
قواعد قافيه(الف)
قافيه شعر فارسي تابع دو قاعده است:
1.هر يك از مصوت هاي ا,وبه تنهايي اساس قافيه قرار مي گيرند .مثلا:
اي چشم تو دل فريب و جادودر چشم تو خيره چشم آهو
مصوت(و)حرف قافيه است.
2.هرمصوت با يك يا دو صامت بعدش قافيه قرار مي گيرد :مصوت+صامت (+صامت).
مثلا:كسي دانه نيك مردي نكاشت كزو خرمن كام دل بر نداشت
اشت (مصوت+صامت+صامت)حروف قافيه است.
غزل
كلمه غزل در اصل به معناي حديث عشق,عاشقي كردن,وعشق باختن است.در اصطلاح ادبيات فارسي,قالبي از شعر استكه در آن مصراع اول و مصراع هاي زوج هم قافيه اند و حد معمول آن به طور متوسط بين5تا 12بيت مي باشد .
از آن روي كه اين گونه شعر ,بيشتر,در بردارنده سخنان عاشقانه بوده است ,شاعران فارسي آن را غزل نام كرده اند .ولي,به مرور,و با ورود مفاهيم بلند اخلاقي و معاني دل آويز حكمت و عرفان در شعر فارسي ,غزل از صورت پيشين آن به در آمد ,و با اخلاق و عرفان در هم آويخت.
در ادامه و حتما در خبر نامه عضو شوید
